|
|
||||||
|
|
||||||
|
همسایه ها
|
یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
آه مرمر !
ســــــــــلام خداوند از شاعران شاعرانگی اشان را نگیرد که بی گمان خداوندگارشان است. اینکه هنوز را با شما باشم مرا بر آن داشت تا غزلی از سال 84 را قلمی نمایم. . . .
ای تراشیده شده روح و تنت از مرمر قلبت از آینه ها و بدنت از مرمر
گل سرخ لب تو فکر شکوفا شدن است خوش بهاریست شکوفا شدنت از مرمر
بهتر از مرمر دندان تو پیدا نشده سنگ چینی شده حوض دهنت از مرمر
برفگیر سبلان رخت عروسی ات باد دامنت مرمری و پیرهنت از مرمر
آه مرمر ! اگر آن روز نباشم بهتر که شده سنگ مزار و کفنت از مرمر
مرمرا ! باز مرا از نفست روشن کن ای خوشا سوختن و ساختنت از مرمر . . . یا حـــــــــــــــــــق
یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩
کربلا شد دو روز تعطیلی
بسم الله و بالله و الحمدلله کما هو اهله سلام خدمت همه ی دوستان وعرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام حسینی و آرزوی قبولی عزاداری سالار شهیدان ، خون خداوند ، امام حسین علیه السلام را دارم. امیدوارم این محرم هم همچون محرم های گدشته فقط گذشت سی روز عزاداری نباشد و با گذشت هر ساعت از این ایام به درک و معرفتی که برای به کمال رسیدن نیازمندیم اضافه شود و به قول یکی از دوستان کربلا فقط برای ما دو روز تعطیلی نباشد.
کربلا بود و آسمان نیلی خورد بر روی دختران سیلی کم کم از یاد ما مصیبت رفت کربلا شد دو روز تعطیلی !؟!؟!
غزلی را تقدیم به صاحب این روزها نموده ام که انشالله چشم نوازتان باشد
. . .
یک مرد در ادامه ی باران بهانه شد برگشت و در خدای خودش جاودانه شد
با آنکه موج ، موج ، عطش تازیانه بود حتی برای غربت دریا کرانه شد
وقتی که فتنه طاقت آیینگی نداشت حتی برای کوفه ی نامرد شانه شد
رقصید و زخم ، زخم به عریان رسید و بعد رقصید و زخمه ، زخمه پریشان ترانه شد
تا کربلا بهانه شود رو به انتظار برگشت و در خدای خودش جاودانه شد . . . یا حـــــــــــــق
پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
بین من و تو فاصله افتاده
به نام خداوند همیشه مهربان سلام دوستان
. . .
بین من و تو فاصله از حد گذشته است آن روزهای خوب که آمد گذشته است
این رود که شهامت دریا شدن نداشت امروز موج موج از آن سد گذشته است
تو ماه دور دست منی ! جذر یا که زجر؟ دل، در تب کشاکشت از مد گذشته است
تشبیه و استعاره ی محضی ! به این دلیل آرایه از حدود بسامد گذشته است
در خواب باز از نفسم رد شدی ، ولی عطر تو از اتاق مردد گذشته است
خواب و خیال و دار و ندار و دلم که هیچ این مرد ! از هرآنچه که دارد گذشته است
از هر چه خوب ، خوبتری تو! بدون تو خیلی به من ، به این من بد ! بد گذشته است . . . یا حـــــــــــــق
![]() | |||||