همسايه ها

تولون
ندا جلالي
وحيد برزگر
وحيد کياني
فاضل نظري
جواد زهتاب
عليرضا بديع
مهدي فرجي
مهدي زارعي
امير اکبرزاده
مهدي رحيمي
خليل عمراني
صالح سجادي
عباس محمدي
سعيد بيابانکي
داوود عباسي
بهمن نشاطي
منير عسگرنژاد
مرتضي حيدري
سودابه مهيجي
ابوالفضل زرويي
جليل صفر بيگي
دفتر شعر جوان
غلامرضا سليماني
اصغر عظيمي مهر
عليرضا احراميانپور
زنده ياد نجمه زارع
روح الله نورموسوي
سيد مهدي موسوي
انجمن شاعران ايران
سيد حميد رضا برقعي
نغمه مستشار نظامي
حسين حاجي هاشمي

   

 

جمعه ٩ فروردین ۱۳۸٧
       سال نو اما چه سالی ...

 

سلام اما چه سلامی ...

بی مقدمه !

در آخرین روزهای سال ۸۶ خواست خدا این بود که وقتی که با زمستان خداحافظی می کنم با قدم برداشتن نیز در سال ۸۷ ...

آری . همان چیزی که فکر می کنی درست است دوست من ! دیگر نخواهم گفت : چقدر راه رفتم خسته شدم. خسته ام .به قول دوستی : خسته ام دست مرا تا ته این بیت بگیر . حالا خوب می فهمم چرا پیمودن یک بیت برایش مشکل بود . بگذریم ...

 ... قسمت این بود ...

دو دوست عزیز نسبت به من لطف داشتند و ترانه خاک خورده ای را زنده کردند.

!!‌  مرتضی ظفر  و  مهدی منعم  !!

دوستانی که با این آهنگ بسیار زیبا خاطرات ۴ سال زیر یک سقف بودن را ، صبح تا شب ، شب تا  صبح و ... ، و ... ،  و های تلخ و شیرینی را برایم لحظه به لحظه تداعی گر شدند.

اگر چه پایی نیست اما دستبوسشان هستم.

از شما دوست عزیز هم دعوت می کنم تا در لینک زیر با تنهایی من هم آوا شوید.

http://www.ahangbaran.com/post-1466.aspx

مثل همیشه......................... یا حق ......................مثل همیشه

 

سیدعلی میرنژاد