همسايه ها

تولون
ندا جلالي
وحيد برزگر
وحيد کياني
فاضل نظري
جواد زهتاب
عليرضا بديع
مهدي فرجي
مهدي زارعي
امير اکبرزاده
مهدي رحيمي
خليل عمراني
صالح سجادي
عباس محمدي
سعيد بيابانکي
داوود عباسي
بهمن نشاطي
منير عسگرنژاد
مرتضي حيدري
سودابه مهيجي
ابوالفضل زرويي
جليل صفر بيگي
دفتر شعر جوان
غلامرضا سليماني
اصغر عظيمي مهر
عليرضا احراميانپور
زنده ياد نجمه زارع
روح الله نورموسوي
سيد مهدي موسوي
انجمن شاعران ايران
سيد حميد رضا برقعي
نغمه مستشار نظامي
حسين حاجي هاشمي

   

 

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
       بین من و تو فاصله افتاده

 

 

به نام خداوند همیشه مهربان

  سلام دوستان

 

.

.

.

 

بین من و تو فاصله از حد گذشته است

آن روزهای خوب که آمد گذشته است

  

 

این رود که شهامت دریا شدن نداشت

امروز موج موج از آن سد گذشته است

  

 

تو ماه دور دست منی ! جذر یا که زجر؟

دل، در تب کشاکشت از مد گذشته است

  

 

تشبیه و استعاره ی محضی ! به این دلیل

آرایه از حدود بسامد گذشته است

 

 

در خواب باز از نفسم رد شدی ، ولی

عطر تو از اتاق مردد گذشته است

 

 

خواب و خیال و دار و ندار و دلم که هیچ

این مرد ! از هرآنچه که دارد گذشته است

 

 

 از هر چه خوب ، خوبتری تو! بدون تو

خیلی به من ، به این من بد ! بد گذشته است

.

.

.

 یا حـــــــــــــق

 

سیدعلی میرنژاد