همسايه ها

تولون
ندا جلالي
وحيد برزگر
وحيد کياني
فاضل نظري
جواد زهتاب
عليرضا بديع
مهدي فرجي
مهدي زارعي
امير اکبرزاده
مهدي رحيمي
خليل عمراني
صالح سجادي
عباس محمدي
سعيد بيابانکي
داوود عباسي
بهمن نشاطي
منير عسگرنژاد
مرتضي حيدري
سودابه مهيجي
ابوالفضل زرويي
جليل صفر بيگي
دفتر شعر جوان
غلامرضا سليماني
اصغر عظيمي مهر
عليرضا احراميانپور
زنده ياد نجمه زارع
روح الله نورموسوي
سيد مهدي موسوي
انجمن شاعران ايران
سيد حميد رضا برقعي
نغمه مستشار نظامي
حسين حاجي هاشمي

   

 

چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٤
       فرشته ها خود کشی کردند

 

سلام وعرض ادب

خيلی وقت ميشه که فرصت نمی کنم يه سری به اين وبلاگ بزنم اما به هر حال ...

يه غزل به : فرشته ها خود کشی کردند (سيد مهدی موسوی )

 

و مرد مثل هميشه چقدر غم دارد
و مرد شانه لطفی برای ... کم دارد
 
و مرد مانده مردد ٬ چه می شود آخر
و مرد دلهره دارد تب عدم دارد
 
چقدر خسته شد از خود ٬از اين همه تکرار
و ديد قافيه ای خوب مثل سم دارد
 
و او که هيچ ندارد به جز همين کاغذ
و او که شاعری اش را از اين قلم دارد
 
نوشت : می وزد آن باد ترد پاييزی
اگر چه خانه من بغض کرده ٬ دم دارد
 
دوباره بين خدا و خودش مردد ماند
اگر چه فاصله با مرگ يک قدم دارد
 
کسی شبيه خودش در خودش معطل بود
کسی که ميل گسستن ٬ رها شدم دارد
 
 
 
و طبق معمول چند تا دوبيتی :

 

نگو بار گران بوديم و رفتيم

نگو نا مهربان بوديم و رفتيم

دليلی تازه تر پيدا کن ای خوب

بگو با ديگران بوديم و رفتيم

 

   *          *          *

 

نه تا اندازه ای که می شمارم

نه قدر آسمانی که ندارم

نه ٬ چيزی نيست در حد تو باشد

تو را اندازه تو دوست دارم

 

 تا بعد ...

 

 

 

سیدعلی میرنژاد