به : گلین گل

نمی خرند دلم را اگر به پشیزی

دلم خوش است برایم تو اشک می ریزی

ولی نه اینکه از این اشک هات خوشحالم

خوشم به این که برایم کمی غم انگیزی

همیشه کنج خودم درد را غزل کردم

همیشه درد شنیدم : ( پسر تو مریضی !؟‌ )

چه فرق می کند این روزهای من با شب

اگر همیشه بتابد چراغ رومیزی ..........

چه فرق می کند این که اصالتا  ترکم !؟

مگر شما نشنیدید شمس تبریزی...

نه آشنا  نه غریبه سوروشمادیلار

که گوزلریم نیه آختاریردی سیزی !

دوباره آه کشیدم و آسمان خشکید

چه چیز مانده برایم ؛ جز تو هیچ چیزی

به جاده ها که سرازیر از سبلانند

سپرده ام که کسی مهربان ... که عزیزی...

*      *     *

شبم سر آمد از این آفتاب تهرانی

چه وقت می رسی از راه ؟ ماه تبریزی !

 

                یا حق

/ 9 نظر / 8 بازدید
علی

کاش مي شد مثل آسمان در تو بود - با تو - خوشا آنکس که با تو سرود عشق می کند! ... ..

ری را

کاش ساعت وقارش را با بی قراری من عوض کند...

مونا زنده دل

صد بار گفتم بچّه را در خانه های خالی نگذار در پنج ِ عمودی که می رود بالا که ... . . . به روزم

مريم

چه چيز مانده برايم؟...خيلی قشنگ بود علی جان

مهدی جيتون

بسيار عالی بود /

مرتضی

خيلی مخلصيم علی يارت

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! با مطلبي نيمه طنز ـ نيمه جدي تحت عنوان « منتقد يک دقيقه اي» ( آموزش نقد به شيوه هاي کلاسيک و پست مدرن) به روزم...حتما سر بزنيد!

غلامرضا رزمی

سلام علی جان برات خبرهای خوبی دارم . سريع به وبلاگ من سر بزن