................... تنها نبودنم را با شما حس کردم

به نام خداوند بخشنده و مهربان

سلام ، سلامتی است.

غرض از به روز کردن ، عرض ارادت و تشکر از همه دوستانی است که از سراسر  ایران عزیز یادی از من نموده بودند.

آرشیو نظرات پر بود از لطف عزیزانی که یادآور لحظه های خوب با هم بودن بود. 

تنها به این دلیل که بدانید من هم به یادتان هستم نام عزیزتان را ضمیمه می کنم  .

.

.

.

 

آقایان :

 دکتر سید مهدی موسوی،علیرضا احرامیان پور،امیر احرامیان پور،

امیر حسین مدرس، علیرضا بدیع ،داود عباسی،صالح سجادی،وحید طلعت،

غلامرضا رزمی،حسین حاجی هاشمی،جواد زهتاب،مرتضی حیدری،بهمن ساکی،

مصطفی عابدی ،مرتضی اسد نژاد،امیر حسین حاتمی نسب،مهدی فرجی،مهدی معارف

.

.

.

خانم ها :

.مهیجی،معظمی،

زنده دل،جلوداریان،کلاته،جلالی،دنیوی،ایزدی،

حیدری،یزدی،صالحی،پناهی،دهقان،گودرزی

 

و دوستانی که با نام مستعار اظهار لطف نموده بودند :

 ری را ،پرپرونکا ،بابا و مامان بارانه عزیز ، عاشق سرگشته ، لاله پر پر ، و . . .

 

 

در آخر دستبوس تک تک کسانی هستم که نامشان در حافظه پیرم  نبود ، اما همیشه یادشان در تمام لحظات زندگی ام جوان و روان است.

 

به رسم احترام و به درخواست دوستان دوبیتی تکراری زیر را ختم کلام می نمایم. 

 

نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نا مهربان بودیم و رفتیم

دلیل بهتری پیدا کن ای دوست !

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

 

یا حق

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مرتضی

سلام علیکم لقد کانت مفروضة الطاعه علی جمیع مَن خَـلَقَ الله مِن الانس و الجن والطیر و الوحش والانبیاء و الملائکة اسعد الله ایامکم سعیدا

مجله ادبی عصر آدینه

دوست عزیز سلام لطفاً در جهت حمایت از مطبوعات فرهنگی ادبی مستقل لینک سایت ادبی مجله عصر آدینه را در تارنمای خود اضافه کنید. با مهر

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

حسین ظهرابی

سلام گرامی غزل مدرن، تلخ تر و سیاه تر از همیشه (شعری برای ساناز بهشتی) به روز شد. نمی شناختمت، اهل کاشمر بودی کجای واژه ی احساس، مستقر بودی گُلی! تمام غزل ها شبیه تو بودند، و از تمام غزل ها غریب تر بودی . . برای خواندنش حتما بیا.

هنگامه امجدیان

خبر...خبر!!! غزل مینی مالی قدیمی -1380-از جناب آقای "آرش آذر پیک" -بنیان گذار مکتب عریان- با عنوان "گوگوش" که اخیرٍٍٍٍا توسط بعضی از نادوستان مورد سرقت ادبی قرار گرفته!!! زن با صداي گيتار پرواز مي كند،زن با صداي گيتار بيهوش مي شود زن فكر ميكند كه يكي از ستاره هاست،روزي شبيه خانم گوگوش مي شود دنياي مرد آينه ي روز نامه هاست امروز روي متن مونيكاست خط به خط غافل از آنكه دفتر كاخ سفيد او فردا سياه مشق شب بوش مي شود شبها كه مرد اين خبر تلخ سوخته تنها ميان آبي زن غوطه مي خورد زن گريه ميكند كه چرا دارد اين چنين بي آنكه خود بخواهد آغوش مي شود وقتي كه شعله هاي سياه غم و جنون يكباره سيم آخر را پاره ميكنند او عكس نيمه اي كه ستاره شده ست را بر سينه مي فشاردوخاموش مي شود چشمان زن روي تلفن خيره مانده اند عصيان براي يك خبر ناگهان كه باز آرام روي بستر خواب ستاره ها ديوار موش مي شود و گوش مي شود در امتداد شب، زن تنها،پياده رو نه راه پيش دارد نه راه پس فقط هي قطره قطره در خود فرياد مي زند حتي ستاره نيز فراموش مي شود. نظر شما در مورد این اقدام چیه؟

فخری

سلام، خبر را حتما شنیده اید. "شاعر تمام شده" شعری از مهدی موسوی با صدای شاهین نجفی...شعر، ترانه و مخصوصا "ترجمه انگلیسی" آنرا در تازه سخن ببینید و بشنوید.

واشقانی

با سلام و درود بانو غزل بس است به شب فرصتی دهیم حالا چراغ یک دو سه خاموش می شود آن روزها با غزلی بروز شدو دعوتید.

فرزين پارسي كيا

سلام سيد به بلاگت سر زدم اما اثري براي خوندن نبود . تونستي به بلاگ كودكانه ي من سر بزن و نظر بده

آناهیتا اوستایی

وبلاگ «که چی؟» به روز شد: با یک پست سانتی مانتال از یک داستان نویس تمام شده با رویای ایرانی روی یک تراس دلباز در واشنگتن با یادداشت های یواشکی با آدم های کشف نشده با استاد همیشه با یک داستان کاملا کلاسیک با …. خوب حالا که چی؟!